خلوتی با صامت بروجردی
شمارهٔ ۱۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به دامنم نبود گر دل فکار منستگواه خون شدن قلب داغدار منست
۲
همیشه جیب و کنارم ز اشک دیدهتر استبدان بهار که نبود خزان بهار منست
۳
ز بس به گوش گرفتم چو باد پند کسانهمین سزای منست این که در کنار من است
۴
ز بعد قتل مشورید خون ز چهره مراچرا که از ستم یار یادگار منست
صفحهٔ ۱ از ۲