خلوتی با صامت بروجردی
شمارهٔ ۲۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خوش آن تنی را که مو به موی شکنج زلفت بتاب داردخوش آن دلی را که آرزوی خیال رویت کباب دارد
۲
سواد زلفت که جز دل آزاری از خم وی کسی ندیدهمگر نداند که بر غریبان پناه دادن ثواب دارد
۳
گناه ما را چرا نپرسی بتاز چابک سوار نازتکه بهر قتل ضعیف حالان همیشه پا در رکاب دارد
۴
دلم ننالد ز غمزه او وزان ستمهای بیحسابشتو خود بگویش که ای ستمگر ستم هم آخر حساب دارد
صفحهٔ ۱ از ۲