خلوتی با صامت بروجردی
شمارهٔ ۵ - حکایت سفینه غلام
کتاب الروایات و المصائب
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چنین شده است روایت به روضه الانوارکه یک غلام سیه داشت احمد مختار
۲
به درگهش پی خدمت نموده بود مقررسیده بود به فخرش به عرش اعظم سر
۳
به همره نبی ابطحی به یک سفریروانه بود چو اندر پناه خور قمری
۴
ز طی راه شدی خسته هر که از اصحاببه دوش خود بگرفتی غلام از او اسباب
صفحهٔ ۱ از ۱۲