شعر را زندگی کن
خلوتی با صامت بروجردی

شمارهٔ ۱۳ - وداع حضرت زینب(ع)

کتاب المراثی و المصائب

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بمان برادر به استراحت که من به شام خراب رفتمببانک کوس و نی و نقاره به سوی بزم شراب رفتم
۲
شدی تو بیسز تیغ قاتل طپان به خونی چو مرغ بسملببین بباز و مرا سلاسل به گردن از کین طناب رفتم
۳
ز جور اعدا تو پاره پاره به تن فزون زخمت از ستارهدمی به خواهر بکن نظاره که با دو صد انقلاب رفتم
۴
امان ندادند سپاه بی‌دین کفن نمایم به چشم خونینتن شهیدان آل یاسین به ناله و اضطراب رفتم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فع مفاعلن فع مفاعلن فع مفاعلن فع
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth