خلوتی با فیض کاشانی
شمارهٔ ۲۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سئوال طلعت از آن حضرت ارچه بیادبی استزبان خموش ولیکن دهان پر از عربی است
۲
نهفته حق رخ و باطل به عشوه جلوهکنانبسوخت عقل ز حیرت که این چه بوالعجبی است
۳
ز شوق نور حضورش بسوخت دل آریچراغ مصطفوی با شرار بولهبی است
۴
به نیم جو نخرم طاق قیصر و کسریمرا که درگهش ایوان و سایهاش طلبی است
صفحهٔ ۱ از ۲