خلوتی با حافظ
شمارهٔ ۴۶
اشعار منتسب
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
برو ای طبیبم از سر که خبر ز سر ندارمبه خدا رها کنم جان که ز جان خبر ندارم
۲
به عیادتم قدم نه که ز بیخودی شوم بهمی ناب نوش و هم ده که غم دگر ندارم
۳
غمم ار خوری از این پس نکنم ز غم خوری بسنظری به جز تو با کس به کسی دگر ندارم
۴
ز زَرت کنند زیور به زرت کشند در برمن بینوای مضطر چه کنم که زر ندارم
صفحهٔ ۱ از ۲