شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شرف کعبه بود کوی تو رازاده الله تعالی شرفا
۲
زایر کوی تو از کعبه گذشتسرو کوی تو کجا کعبه کجا
۳
سر من غرقه به خون افتاده ستتا ز تیغ تو فتاده است جدا
۴
بی تو بر جان دگرم باقی نیستجان اگر رفت تو را باد بقا
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth