شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۳۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کیست کز عشاق پیغامی رساند یار راوز فراموشان دهد یاد آن فرامش کار را
۲
شد دلم آزرده زخم غم هجران کجاستمرهم وصلی که از دل چیند آن آزار را
۳
ز اشک خونین سرخرویی هاست پیش مردممحق گزاری چون کنم این دیده خونبار را
۴
خون ازان گریم ز هجر او که در خون غرقه بهدیده کو لایق نباشد دولت دیدار را
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth