خلوتی با جامی
شمارهٔ ۴۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
من که خدمت کرده ام رندان درد آشام راکی شمارم پخته وضع زاهدان خام را
۲
تا شدم فارغ به استغنای عشق از هر مرادبر مراد خویش یابم گردش ایام را
۳
رند و صوفی عارف و عامی مخوانیدم که منگم شدم در شاهد و می برنتابم نام را
۴
شیخ شهرتجوی رعنا را تماشا کن که چوندر لباس خاص ظاهر شد فریب عام را
صفحهٔ ۱ از ۲