خلوتی با مولانا
بخش ۱۳ - آموختن وزیر مکر پادشاه را
دفتر اول
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
او وزیری داشت گَبْر و عِشوِه دِهکو بَر آبْ از مَکر بَر بَستی گِرِه
۲
گفت: تَرسایان پناهِ جان کُننددینِ خود را از مَلِک پنهان کنند
۳
کم کُش ایشان را که کشتن سود نیستدین ندارد بویْ، مُشک و عود نیست
۴
سِرّ پنهانست اندر صد غِلافظاهرش با تُست و باطن بَر خِلاف
صفحهٔ ۱ از ۳