خلوتی با جامی
شمارهٔ ۱
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای از علو قدر به کرسی نهاده پافرق مقیم فرش حریم تو عرش سا
۲
مشکل رسد به دولت تقبیل سده اتگردون اگر چه راست کند قامت دوتا
۳
از طرف بامت ار نگرد پاسبان به زیردر چشمش آفتاب نماید کم از سها
۴
در نیمه ره به سدره برآساید از عروجمرغی که سوی کنگر قصرت کند هوا
صفحهٔ ۱ از ۱۴