خلوتی با جامی
شمارهٔ ۱۹
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بانگ رحیل از قافله برخاست خیز ای ساربانرختم بنه بر راحله آهنگ رحلت کن روان
۲
بندش ز زانو برگشا بهر حدی برکش نواساز از نوای جانفزا بر وی سبک بار گران
۳
ناقه ز الحان عرب آسوده از رنج و تعبطی می کند با صد طرب یک روزه ره در یک زمان
۴
جز قصه سلمی مگو تا ره شود از ذکر اوکوته که آمد پیش رو پیدای ناپیدا کران
صفحهٔ ۱ از ۱۴