خلوتی با جامی
شمارهٔ ۱۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
قومی به هوای حج در قطع بیابانهاجمعی ز نشاط می در طوف گلستانها
۲
وین طایفه دیگر با داغ غمت فارغهم از طرب اینها هم از طلب آنها
۳
تا دل به تو شد بسته وز غیر تو بگسستهخوردیم بسی خونها کندیم بسی جانها
۴
تا دامن وصلت را آریم به کف روزیماییم و سر فکرت شبها به گریبانها
صفحهٔ ۱ از ۲