شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۱۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
جز شمع کافوری مخوان آن سرو سیم اندام راکز تن چو پیراهن کشد روشن کند حمام را
۲
گیسوی مشکین بر تنش گویی نهاده باغبانبهر شکار بلبلان بر خرمن گل دام را
۳
نبود شب مهمانیش حاجت به شمع افروختنکز رخ فروغ صبحدم بخشد نماز شام را
۴
از عام دین و دل برد وز خاص زهد و معرفتگسترده دامی خط او تاراج خاص و عام را
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth