خلوتی با جامی
شمارهٔ ۳۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای خاک ته کفش تو کحل بصر ماکفشی که زنی بر سر ما تاج سرما
۲
می کن به خبر پرسی ما رنجه لب خویشزان پیش که پرسی و نیابی خبر ما
۳
پیش از حرم کعبه به کوی تو رسیدیمکوتاه شد المنة لله سفرما
۴
سیل مژه از کوی تو خون دل ما شستآنجا نپسندید که ماند اثر ما
صفحهٔ ۱ از ۲