خلوتی با جامی
شمارهٔ ۳۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سرود مجلس درد است آه و ناله ماحباب خون جگر لاله گون پیاله ما
۲
به بزم وصل چو شمعیم با تو چرب زبانبه روغن است فتاده ز تو نواله ما
۳
به باغ چند تماشای سرو و لاله کنیمقد تو سرو بس و عارض تو لاله ما
۴
فسرده بر رخ ما اشکهاست از دم سردمباد آفت برگ گل تو ژاله ما
صفحهٔ ۱ از ۲