خلوتی با جامی
شمارهٔ ۱۳
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر به گستاخی گرفتم بر زبان اوصاف شاهحکم المأمور معذور مرا بس عذر خواه
۲
طبع تیره فهم خیره عمر بر عزم رحیلنیست شغلی زان ضروری تر که سازم زاد راه
۳
می کنم تسوید شعر و شعر من بیهوده استنامه خود را به بیهوده همی سازم سیاه
۴
چون نمی آید سخن زانسان که خواهم بر زبانبه که چون سوسن زبان را از سخن دارم نگاه
صفحهٔ ۱ از ۳