شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۱۸

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
برخوان لاجورد درین طرفه خانقاهاز بهر شام و چاشت دو قرصند مهر و ماه
۲
بهر قدوم صادر و وارد علی الدواماز در نهاده پنجره اش چشمها به راه
۳
بر روی زایران ز کرم طاقهاش راابرو گشاده پشت تواضع بود دو تاه
۴
جایی کشید گنبد او سرکه ساخت چرخاز گوی زرنگار خورش تکمه کلاه
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth