شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

بخش ۲۵ - کلوخ انداختن تشنه از سر دیوار در جوی آب

دفتر دوم

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بر لب جو بوده دیواری بلندبر سر دیوار تشنهٔ دردمند
۲
مانعش از آب آن دیوار بوداز پی آب او چو ماهی زار بود
۳
ناگهان انداخت او خشتی در آببانگ آب آمد به گوشش چون خطاب
۴
چون خطاب یار شیرین لذیذمست کرد آن بانگ آبش چون نبیذ
صفحهٔ ۱ از ۹
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth