خلوتی با شیخ بهایی
بخش چهارم - قسمت اول
دفتر اول - قسمت سوم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یکی از یاران امیرمؤمنان علیه السّلام را پرسید: ای امیر، آیا بر گناهکاران امّت میتوانیم سلام کرد؟ پاسخ داد: میبینی که خداوند ایشان را شایستهی توحید میداند، تو ایشان را شایستهی سلام نمیدانی؟
۲
نیز فرموده است: چیزی که ناتوان را به آرزویش میرساند، همان است که بین دوراندیش و آرزویش حایل میشود.
۳
آنگاه که گناه را عظیم شماری، حق خداوند را عظیم شمردهای و آنگاه که گناه را کوچک بشماری، حق خداوند را کوچک شمردهای، گناهی که تو آن را عظیم پنداری، خداوند کوچکش خواهد شمرد و گناهی که تو خردش بشمری، خداوند عظیمش خواهد داشت.
۴
اگر مؤمنی را در کاری ناشایسته بینم، وی را بپوشانم. آن کس که چیزی را که بدان نیاز ندارد بخرد، چیزی را که بدان محتاج است خواهد فروخت.
صفحهٔ ۱ از ۱۸