خلوتی با عبید زاکانی
باب دوم در شجاعت - مذهب مختار
اخلاق الاشراف
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اصحابنا میفرمایند که شخصی که بر قضیه هولناک اقدام نماید و با دیگری به محاربه و مجادله در آید، از دو حال خالی نباشد: یا به خصم غالب شود و بکشد، یا بعکس. اگر خصم را بکشد خون ناحق در گردن گرفته باشد، و تبعت آن لاشک عاجلا و آجلا- بدون ملحق گردد؛ و اگر خصم غالب آید آن کس را راه دوزخ مقرر است. چگونه عاقل به حرکتی که احد طرفین آن بدین نوع باشد اقدام نماید؟
۲
کدام دلیل روشنتر از اینکه هر جا عروسیی یا سماعی یا جمعیتی باشد مشتمل بر لوت و حلوا و خلعت و زر، مخنثان و هیزان و چنگیان و مسخرگان را آنجا طلب کنند؛ و هر جا که تیر و نیزه باید خورد، ابلهی را باد دهند که «تو مردی و پهلوانی و لشکرشکنی و گرد دلاوری» و او را برابر تیغها بدارند تا چون آن بدبخت را در مصاف بکشند هیزگان و مخنثان شهر شماتت کنان ...جنبانند و گویند:
۳
تیره و تبر و نیزه نمییارم خوردلوت و می و مطربم نکو میسازد
۴
و چون پهلوانی را در معرکه بکشند هیزگان و مخنثان از دور نظاره کنند و با هم گویند: «ای جان خداوندگار هیز زی و دیر زی» مرد صاحبحزم باید که روز هیجاء قول پهلوانان خراسان را دستور سازد که میفرمایند: «مردان در میدان جهند ما در کهدان جهیم.» لاجرم اکثر گردان و پهلوانان این بیت را نقش نگین خود ساختهاند:
صفحهٔ ۱ از ۲