خلوتی با خیام
بخش ۲۲ - حکایت
نوروزنامه
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گویند بهرام گور روزی پیش نعمان منذر ایستاده بود که پروردگار او بود، بیک کمان دو تیر انداخت و دو مرغ را بدان دو تیر از هوا فرود آورد، نعمان گفت ای پسر تا جهان بوده است نه چون تو تیر انداز بود و نه تا جهان باشد خواهد بود،
صفحهٔ ۱ از ۱