خلوتی با عرفی
شمارهٔ ۲۶ - در مدح حکیم ابوالفتح
قصیدهها
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چهره پرداز جهان رخت کشد چون بجملشب شود نیمرخ و روز شود مستقبل
۲
چشم شب تنگ شود دایره مردمکشدیده روز بتدریج برآید احول
۳
مردم دیده آن ژاله و گرما بصفتبیضه دیده این روغن و دیبا بمثل
۴
خون سودایی شب زائد و فاسد گرددلاجرم نشتر روزش بگشاید اکحل
صفحهٔ ۱ از ۶