شعر را زندگی کن
خلوتی با عرفی

شمارهٔ ۲۱ - حکایت

مثنویات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دید یکی باشه دراج قوتتافتن و بافتن عنکبوت
۲
ریخت ببافند گیش زهر خندکی هوس اندیشه کوته کمند
۳
شربت دل ریزی و خون جگرتا مگسی را بربائی مگر
۴
حیف که سرمایه این پود و تاراز تو بود دام مگس را بکار
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth