شعر را زندگی کن
خلوتی با عرفی

شمارهٔ ۲۶ - بامداد شیرین

مثنویات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
صباحی دلگشا چون خنده حورکه شادی مست بود اندوه مستور
۲
تتق می بست ابر نو بهارانچمن مشتاق شیرین بود و یاران
۳
چمن برابر سودی سر و سیرابچراغ برق گشتی شاخ عناب
۴
زمین طناز و گردون خشمگین بودکه با آن زهره با این یاسمین بود
صفحهٔ ۱ از ۳۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth