خلوتی با حزین لاهیجی
شمارهٔ ۲۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز عشق، شور جنون شد، یک از هزار مراسواد سنبل خط، شد سیه بهار مرا
۲
به وادیی زده عشق تو پنجه در خونمکه شمع، دیدهٔ شیر است، بر مزار مرا
۳
شکار بسمل من زندگی ز سر گیرداگر رسد به سر آن نازنین سوار مرا
۴
دیار عشق بود جلوه گاه شاهد حسنبه دیده سرمه کشد خاک این دیار مرا
صفحهٔ ۱ از ۲