خلوتی با حزین لاهیجی
شمارهٔ ۳۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از چاره عاجزم مژه اشکبار راساکن چه سان کنم؟ رگ ابر بهار را
۲
نتوان ستردن از دل خون گشته داغ عشقناخن عبث مزن، جگر لاله زار را
۳
دایم شمرده از دل روشن ضمیر خویشچون صبح می کشم نفس بی غبار را
۴
دل در کفن، ز شوخی مژگان کافریآورده در تَپش، رگ سنگ مزار را
صفحهٔ ۱ از ۲