خلوتی با حزین لاهیجی
شمارهٔ ۶۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زهی از خار خارت شعله در جان، گلستانها راز لعلت، مهر خاموشی به لب، سوسن زبانها را
۲
بهار عارضت هر گوشه، صد بیخانمان داردزدند آتش ز شوقت، عندلیبان آشیانها را
۳
نه در کنعان نه در بازار مصرت میتوان دیدنبیابان گرد حیرت کرده شوقت، کاروانها را
۴
ندارد مطربی حاجت، سماع ما سبکبارانبه شور آرد نسیم آشنایی، نیستانها را
صفحهٔ ۱ از ۲