خلوتی با مولانا
بخش ۶۸ - حکایت آن درویش کی در کوه خلوت کرده بود و بیان حلاوت انقطاع و خلوت و داخل شدن درین منقبت کی أَنا جَلیسُ مَنْ ذَکَرَني وَ أَنیسُ مَنِ اسْتَأنَسَ بي گر با همهای چو بی منی بی همهای ور بی همهای چو با منی با همهای
دفتر سوم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بود درویشی به کُهساری مقیمخلوت او را بود هم خواب و ندیم
۲
چون ز خالق میرسید او را شمولبود از انفاس مرد و زن ملول
۳
همچنانک سهل شد ما را حضرسهل شد هم قوم دیگر را سفر
۴
آنچنانک عاشقی بر سروریعاشقست آن خواجه بر آهنگری
صفحهٔ ۱ از ۳