خلوتی با مولانا
بخش ۷۲ - مضطرب شدن فقیر نذر کرده بهکندن امرود از درخت و گوشمال حق رسیدن بی مهلت
دفتر سوم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
پنج روز آن باد امرودی نریختز آتش جوعش صبوری میگریخت
۲
بر سر شاخی مرودی چند دیدباز صبری کرد و خود را وا کشید
۳
باد آمد شاخ را سر زیر کردطبع را بر خوردن آن چیر کرد
۴
جوع و ضعف و قوت جذب و قضاکرد زاهد را ز نذرش بیوفا
صفحهٔ ۱ از ۲