خلوتی با مولانا
بخش ۸۰ - قصهٔ خواندن شیخ ضریر مصحف را در رو و بینا شدن وقت قرائت
دفتر سوم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دید در ایام آن شیخ فقیرمصحفی در خانهٔ پیری ضریر
۲
پیش او مهمان شد او وقت تموزهر دو زاهد جمع گشته چند روز
۳
گفت اینجا ای عجب مصحف چراستچونک نابیناست این درویش راست
۴
اندرین اندیشه تشویشش فزودکه جز او را نیست اینجا باش و بود
صفحهٔ ۱ از ۲