خلوتی با حزین لاهیجی
بخش ۲۲ - حکایت
صفیر دل
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نهادیم پای سفر در طریقسفر کرده ای چند، با هم رفیق
۲
به شهری رسیدیم از رودبارکه بودند از ظلم والی فگار
۳
قضا درد دندان به والی گماشتبجز قلع دیگر علاجی نداشت
۴
سبک یک دو دندان چو بیچاره کندگرانتر شد آن درد بر مستمند
صفحهٔ ۱ از ۶