خلوتی با حزین لاهیجی
بخش ۲۵ - حکایت
صفیر دل
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گذشتم به شب زنده داری سحرز صحرانشینان آن بوم و بر
۲
چو مجنون در آن دشت تنها نشیندر اطراف او بود روشن، زمین
۳
شب تار ازو لیلهٔ القدر بودفروزانتر از پرتو بدر بود
۴
زهر جانبش تا دو صد گام رهتو گفتی که افتاده پرتو ز مَه
صفحهٔ ۱ از ۴