شعر را زندگی کن
خلوتی با حزین لاهیجی

بخش ۹ - حکایت در توسّلی کلّی به حریم جلال قادر بی همتا و تجافی از ماسوا

خرابات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سفر پیشم آمد شبی فصل دیره، از قاقم برف، پوشیده پی
۲
نهان از رفیقان و یاران خویشگرفتم به تنهایی آن راه پیش
۳
شبی تیره دل بود اوا ره ناپدیدبه فرسودگی پای سعیم رسید
۴
چو بیچاره شد رای فرزانگیزدم بر قدم، بانگ مردانگی
صفحهٔ ۱ از ۸
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth