خلوتی با حزین لاهیجی
بخش ۱۸ - حکایت از واردات خویش
خرابات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
فتادم شبی در بیابان حینمودم بسی راه، سرگشته طی
۲
شبی تیره دل چون سر زلف یارپریشان و درهم، من از روزگار
۳
بسی پیشم آمد نشیب و فرازکه نادیده بودم به عمر دراز
۴
در آن دشت حیرت ندیدم رهینجستم نشانی ز منزلگهی
صفحهٔ ۱ از ۶