خلوتی با جامی
بخش ۱۵
روضهٔ سوم (در ذکر پادشاهان)
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جوانی را به دزدی گرفتند. خلیفه حکم کرد که دستش ببرند تا از مال مسلمانان کوتاه شود. جوان بنالید و گفت: ای خلیفه،
۲
مرا به دست چپ و راست چون خدا آراستروا مدار که ماند چپم جدا از راست
۳
خلیفه فرمود که دستش ببرید که این حدیست از حدود خدای تعالی، مساهله در آن از مسلمانی نیست مادرش همراه بود، برخاست که ای خلیفه این فرزند من است، به دستیاری وی روز به شب می آورم و از دسترنج او روزی می خورم.
۴
فرزند بود چو جان ببخشایبر جان من ستم رسیده
صفحهٔ ۱ از ۲