شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

بخش ۷

روضهٔ چهارم (در ذکر بخشندگان)

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در مدینه عالمی بود عامل و در جمیعِ علومِ دینی کامل، روزی گذرش بر دارِ نَخّاسین افتاد کنیزکی دید مُغَنّیه که به حسنِ صوت غیرتِ ناهید بود و به جمالِ صورت حیرتِ خورشید، شیفتهٔ جمال و فریفتهٔ زلف و خال او شد.
۲
از سماعِ غنایش رَخت هستی به صحرای نیستی بُرْد و به استماعِ نوایش از مضیقِ بخردی راهِ فسحت‌سرایِ بیخودی سِپُرد.
۳
خوبی روی و خوبی آوازمی‌بَرَد هر یکی به تنها دل
۴
چون شود هر دو جمع در یکجایکارِ صاحبدلان شود مشکل
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth