خلوتی با جامی
بخش ۹
روضهٔ چهارم (در ذکر بخشندگان)
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خلیفه بغداد در موکب حشمت و شوکت خود می راند دیوانه ای پیش وی رسید و گفت: ای خلیفه عنان کشیده دار که در مدیح تو سه بیت گفته ام. گفت: بخوان! بخواند، خلیفه را خوش آمد.
۲
دیوانه چون آن را بدید گفت: مرا سه درم عنایت کن تا روغن و خرما خرم و سیر بخورم. خلیفه فرمان داد تا به هر بیتی وی را هزار درم بدهند.
۳
چون ذل فاقه زور کند بر سخنوریگر مدح پادشاه سخاور کند سزاست
۴
ممدوح چون کریم بود مزد شعر اوهر بیت را خزینه گوهر کند رواست
صفحهٔ ۱ از ۱