خلوتی با جامی
بخش ۱۰
روضهٔ ششم (در مطایبه)
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نابینایی در شب تاریک چراغی در دست و سبویی بر دوش در راهی می رفت. فضولی به وی رسید و گفت: ای نادان روز و شب پیش تو یکسان است و روشنی و تاریکی در چشم تو برابر، این چراغ را فایده چیست؟
۲
نابینا بخندید که این چراغ نه از بهر خود است، از برای چون تو کوردلان بی خرد است تا با من پهلو نزنند و سبوی مرا نشکنند.
۳
حال نادان را ز نادان به نمی داند کسیگرچه در دانش فزون از بوعلی سینا بود
۴
طعن نابینا زدی ای دم ز بینایی زدهزانکه نابینا به کار خویشتن بینا بود
صفحهٔ ۱ از ۱