شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

بخش ۲۳

روضهٔ ششم (در مطایبه)

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
جمعی نشسته بودند و سخن کمال و نقصان رجال در پیوسته، یکی از آن میان گفت: هر که دو چشم بینا ندارد نیم مرد است و هر که در خانه عروسی زیبا ندارد نیم مرد است و هر که وقوف بر سباحت دریا ندارد نیم مرد است.
۲
نابینایی در مجلس حاضر بود که زن نداشت و سباحت نمی دانست بانگ بر وی زد که ای عزیز عجب مقدمه ای پرداختی و مرا از دایره مردی چنان دور انداختی که هنوز نیم مرد در می باید تا نام «هیچ مردی» بر من شاید!
۳
چنان ز پایه مردی فتاد خواجه برونز بس فسردگی و خام ریشی و سردی
۴
که گر هزار فضیلت رسد ز مردانشقدم برون ننهد از حدود نامردی
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth