شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

بخش ۱۲

روضهٔ هشتم (در حکایات حیوانات)

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سگ را گفتند سبب چیست که در هر خانه ای که باشی گرداگرد آن نتواند گشت و بر هر آستانه ای که خسبی از آنجا نتواند گذشت؟
۲
گفت: من از حرص و طمع دورم و به بی طمعی و قناعت مشهور، از خوانی به لب نانی قانعم و از بریانی به خشک استخوانی خرسند، اما گدا سخره حرص و طمع است و مدعی جوع و منکر شبع، نان یک هفته اش در انبان و زبانش در طلب نان یکشبه جنبان، غذای ده روزه اش در پشت و عصای دریوزه اش در مشت، قناعت از حرص و طمع دور و قانع از حریص طامع نفور.
۳
در هر دلی که عز قناعت نهاد پایاز هر چه بود حرص و طمع را ببست دست
۴
هرجا که عرض کرد قناعت متاع خویشبازار حرص و معرکه آز را شکست
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth