شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

بخش ۱۸

روضهٔ هشتم (در حکایات حیوانات)

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گاوی بر گله خود سالار بود و در میانه گاوان به قوت سرو نامدار. چون گرگ بر ایشان زور آوردی آفت وی را به زخم سرو از ایشان دور کردی، نگاه دست حادثه بر وی شکست آورد سروی وی را آفتی رسید. بعد از آن چون گرگ را بدیدی در پناه گاوان دیگر خزیدی. سبب آن را از او سؤال کردند در جواب گفت:
۲
زآن روز که از سروی خود ماندم فردشد معرکه دلاوری بر من سرد
۳
دیرین مثلی هست که در روز نبردضربت بود از حربه و دعوی از مرد
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth