شعر را زندگی کن
خلوتی با غبار همدانی

شمارهٔ ۲۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به کوی میکده دی هاتفی بشارت بردکه فضل حق گنه مِی کشان به غارت برد
۲
دلم ز پیر خرابات شکرها داردکه رنجها پی تعمیر این عمارت برد
۳
ز رنگ توبه شد آلوده خرقۀ صوفیبکوی باده فروشش پی قصارت برد
۴
مگر ز بوی قدح تر نکرده شیخ دماغکه نام درد کشان را بدین حقارت برد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth