شعر را زندگی کن
خلوتی با نیر تبریزی

شمارهٔ ۲۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
لب عذرا که دل وامق از آن خونین استنوعروسیست که خون جگرش کابین است
۲
نه گزیراست که غم کام من از زهر گشودطعم پیمانه اگر تلخ و گر شیرین است
۳
چشمت ار خنجر مستانه کشد شیوه اوستگله ما همه از ناز لب نوشین است
۴
وقت آنست کز بن کاسه پر گردونراپاک از خون کشم ار ماه و اگر پروین است
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth