خلوتی با نیر تبریزی
شمارهٔ ۶۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر صباحم که ره از خانۀ خمار افتدخم و ساقی و صراحی همه از کار افتد
۲
یار مهمان من است امشب و دانی ساقیکه چنین وقت در این بزم چه در کار افتد
۳
مطربا پای فرو کوب و بزن چنگ بچنگشیخ را گو ، ز حسد کِیک به شلوار افتد،
۴
دامن خیمه بچینید که از وجد سماعآسمان چرخ زند بلکه ز رفتار افتد
صفحهٔ ۱ از ۳