شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

بخش ۳۹ - حکایت آن پیر عرب کی دلالت کرد حلیمه را به استعانت به بتان

دفتر چهارم

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
پیرمردی پیشش آمد با عصاکای حلیمه چه فتاد آخر ترا
۲
که چنین آتش ز دل افروختیاین جگرها را ز ماتم سوختی
۳
گفت احمد را رضیعم معتمدپس بیاوردم که بسپارم به جد
۴
چون رسیدم در حطیم آوازهامی‌رسید و می‌شنیدم از هوا
صفحهٔ ۱ از ۱۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth