شعر را زندگی کن
خلوتی با نیر تبریزی

بخش ۳

لآلی منظومه

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آه از آن روز که در دشت بلا غوغا بودشورش روز قیامت به جهان برپا بود
۲
خصم چون دایره گرد حرم شاه شهیددر دل دایره چون نقطه پابرجا بود
۳
عرصه دشت چو دیبای منقش از خونوآنهمه صورت زیبا که در آن دیبا بود
۴
جان به قربان ذبیحی که به قربانگه دستبا لب تشنه روان میشد و خود دریا بود
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth