خلوتی با نیر تبریزی
بخش ۸ - زبانحال از قول حضرت ابی عبدالله در قتلگاه است
لآلی منظومه
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا خبر دارم از او بیخبر از خویشتنمبا وجودش ز من آواز نیاید که منم
۲
پیرهن گو همه پر باش ز پیکان بلاکه وجودم همه او گشت و من این پیرهنم
۳
باش یک دم که کنم پیرهن شوق قباای کمانکش که زنی ناوک پیکان به تنم
۴
عشق را روز بهار است کجا شد رضوانتا برد لاله به دامن سوی خلد از چمنم
صفحهٔ ۱ از ۳