شعر را زندگی کن
خلوتی با حکیم سبزواری

شمارهٔ ۶۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دل را به تمنّا ز تو دیدار و دگر هیچقانع بتماشاست ز گلزار و دگر هیچ
۲
دارم ز تو امید که از بعد وفاتمآئی بمزارم همه یک بار و دگر هیچ
۳
بس ناوک دلدوز تو آمد بمن ای گلخواهد دمد از تربت من خار و دگر هیچ
۴
ای مرغ چگویم که بگوئیش غرض فهمحسرت زده بنشین لب دیوار و دگر هیچ
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth