خلوتی با نظامی عروضی
بخش ۳ - حکایت دو - ابوریحان و سلطان محمود
مقالت سوم: در علم نجوم و غزارت منجم در آن علم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آوردهاند که یمین الدوله سلطان محمود بن ناصرالدین به شهر غزنین بر بالای کوشکی در چهار دری نشسته بود به باغ هزار درخت.
۲
روی به ابوریحان کرد و گفت:
۳
من از این چهار در از کدام در بیرون خواهم رفت؟ حکم کن و اختیار آن بر پارهای کاغد نویس و در زیر نهالى من نه.
۴
و این هر چهار در راه گذر داشت.
صفحهٔ ۱ از ۴